+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 23:50 توسط لیلا(زهرا)
|

بله.......
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 23:37 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 23:32 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 23:10 توسط لیلا(زهرا)
|
-هر سال 52 جمعه دارد. واضح ومبرهن است که جمعه ها برای استراحت هستند.روز های باقی مانده313 روز
2-50 روز تعطیلات تابستانی داریم که هوا بسیار گرم ودرس خواندن طاقت فرساست. روز های باقی مانده263 روز
3-8 ساعت در روز میخوابیم که در سال میشود 122روز.روزهای باقیمانده سال 141 روز
4-یک ساعت در روز برای ورزش وبازی که البته برای سلامتی مفید است یعنی 15روز در سال روزهای باقیمانده سال 126 روز
5-2 ساعت در روز برای غذا خوردن و ریزه خواری! یعنی 30 روز در سال. روزهای باقیمانده 96 روز
6- یک ساعت در روز برای صحبت . چون انسان موجودی اجتماعی است یعنی 15 روز در سال. روزهای باقیمانده سال 81 روز
7-در سال حداقل 35 روز امتحان برگزار می شود. روزهای باقیمانده سال 46روز
8-40 روز تعطیلات رسمی و زمستانی داریم.روزهای باقیمانده سال 6 روز
9-حداقل3 روز برای امکان ابتلا به بیماری! روزهای باقیمانده 3 روز
10- حداقل 2 روز برای دیدن فیلم وگردش و تفریحات دیگر. روزهای باقیمانده 1 روز
11-آن روز هم روز تولد شماست چطور میتوانید آن روز درس بخوانید؟؟؟؟؟؟؟؟
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 23:0 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 18:45 توسط لیلا(زهرا)
|
از گورخري پرسيدم: «تو سفيدي راه راه سياه داري، يا اينكه سياهي راه راه سفيد داري؟«
گورخر به جاي جواب دادن پرسيد:
تو خوبي فقط عادتهاي بد داري، يا بدي و چندتا عادت خوب داري؟
ساكتي بعضي وقتها شلوغ ميكني، يا شيطوني و بعضي وقتها ساكت ميشي؟
ذاتا خوشحالي بعضي روزها ناراحتي، يا ذاتا افسردهاي و بعضي روزها خوشحالي؟
لباسهات تميزن فقط پيرهنت كثيفه، يا كثيفن و شلوارت تميزه؟
و گورخر پرسيد و پرسيد و پرسيد و پرسيد و پرسيد، و بعد رفت!
نتيجه اخلاقي: ديگه هيچ وقت از گورخرها درباره راهراههاشون چيزي نميپرسم
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 18:40 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 18:30 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 17:50 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 16:9 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 16:8 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 15:5 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 14:43 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 14:9 توسط لیلا(زهرا)
|
بهترين دوست اون دوستيه كه بتوني باهاش روي يك سكو ساكت بشيني و چيزي نگي و وقتي ازش دور ميشي حس كني بهترين گفتگوي عمرت بود
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 12:46 توسط لیلا(زهرا)
|
روزگار غريبي بود، جنگلي بود که درخت نداشت، شکارچي بود که تفنگ نداشت، تفنگش فشنگ نداشت، با تفنگي که فشنگ نداشت، مي زنه به آهويي که سرنداشت و ميندازدش تو کيسه اي که ته نداشت. اگر چه اين شعر سر و ته نداشت ولي ارزش سر کار گذاشتنو داشت
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 12:40 توسط لیلا(زهرا)
|
يك روز سر كلاس فلسفه ، استاد ظرف بزرگ شيشه اي را روي ميز قرار داد و اون رو پر از توپ هاي بيليارد كرد ، سپس از شاگردان پرسيد آيا اين شيشه پر شده ؟ شاگردان پاسخ دادند : بله
سپس استاد تعدادي تيله را توي شيشه ريخت ، تيله ها بين توپ ها جا گرفتند ، استاد پرسيد آيا شيشه پر است ؟ شاگردان جواب دادند : بله
بعد استاد ظرف را با ماسه پر كرد ، ماسه ها تمام فضاي خالي را اشغال كردند ، استاد پرسيد آيا ظرف پر شده است ؟ شاگردان جواب دادند : بله
استاد گفت زندگي مانند اين شيشه است ، مسايل اصلي زندگي مانند توپ بيليارد ،مسايل تقريبا مهم مثل تيله و مسايل جزئي مثل ماسه ، اگه شيشه رو با ماسه پر كنيد جايي براي تيله ها و توپ ها نميمونه .
اين فلسفه و راز زندگي است .
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 11:18 توسط لیلا(زهرا)
|
ناپلئون :
هميشه حرفي رو بزن که بتوني بنويسيش، چيزي رو بنويس که بتوني پاشو امضا کني، چيزي رو امضا كن كه بتوني پاش بايستي
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 10:54 توسط لیلا(زهرا)
|
اگر در اولين قدم موفقيت نصيب ما مي شد، سعي و عمل ، ديگر معني نداشت.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 10:48 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 23:57 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 23:23 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 23:0 توسط لیلا(زهرا)
|

بابا نظر بدید دیگه
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 18:40 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 17:3 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 16:12 توسط لیلا(زهرا)
|
در جهان تا ميتواني ساده و يك رنگ باش قالي از صد رنگ بودن زير پا افتاده است
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 16:11 توسط لیلا(زهرا)
|
بازارها خلوت
پولها اضافه
خيابونها خلوت
شيطون بي کار
مخابرات ورشکسته
همه ميرن بهشت
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 15:54 توسط لیلا(زهرا)
|
مكان خانه در زعفرانيه، جردن يا ايران زمين باشد.
2- مدل ماشين سييلو كمتر نباشد، پژو 206 يا اپل كورسا توصيه ميگردد.
3- گوش دادن نوار جنيفر لوپز با صداي معمولي در ماشين.
4- داشتن يك وبلاگ باكلاس به زبان انگليسي.
5- علاقه به دلستر(!) و پيتزا سبزيجات.
6- پاتوقها: استخر ايران زمين و كافيشاپ خيابان دولت، هر جمعه.
7- ژل به مقدار كم.
8- داشتن موبايل نوكيا 3310 و گذاشتن آهنگ هتل كاليفرنيا روي آن.
9- رساندن دوستان تا خانهشان با ماشين.
10- و آخر اينكه: سعي نكنيد سر هر موضوعي كل بيندازيد و خودتان را كمحرف نشان دهيد.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 15:43 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 15:43 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 15:31 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 15:16 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 14:38 توسط لیلا(زهرا)
|
چه جوری میشه رو اعصاب مردم راه بریم ؟!
- روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتو رو کوک کن تا همه از خواب بپرن .
- کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیباتون به صورت اسکناس هزاری پرداخت کنید .
- توی اتوبان روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت 50 حرکت کنید .
- وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلوزیون هستند مرتب کانالها رو عوض کنید .
- در یک جمع سوپ یا چای رو با هورت کشیدن نوش جان کنید .
- شمع های کیک دیگران ( به خصوص بچه ها رو ) فوت کنید .
روی ماشینتون بوق های شیپوری نصب کنید.
- وقتی کسی در جمع جک تعریف می کنه بلافاصله بگین اوه این که مال شونصد سال پیشه ...
- یه بچه جیغ جیغو و نق نقو رو با خودتون به سینما ببرین .
- توی کنسرتهای موسیقی بزرگ و هنری بی موقع دست بزنین .
- حبه قند نیمه جویده و خیستون رو توی استکانتون برگردونید . ( این کارو جلو چشم مادرتون انجام بیدن ) ...
- عکس های عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا کنین .
- پیچهای کوک گیتار دوستتون رو که 5 دقیقه دیگه اجرای برنامه داره حداقل 270 درجه در جهت مخالف بچرخونید .
- توی روزهای بارونی با ماشینتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد بشین .
- توی جای کارت دستگاهای عابر بانک جوب کبریت فرو کنید .
- جای برچسبهای قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتل ها رو عوض کنید .
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 14:10 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 13:51 توسط لیلا(زهرا)
|
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
بچه جون درس نخون دیپلمه هاش بیکارند
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 12:49 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 0:10 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در جمعه دوم تیر 1385ساعت 14:20 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در جمعه دوم تیر 1385ساعت 14:16 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 23:27 توسط لیلا(زهرا)
|
به خدا نگو مشکلات بزرگی دارم... به مشکلاتت بگو خداي بزرگی دارم...
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 23:15 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 18:22 توسط لیلا(زهرا)
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 15:52 توسط لیلا(زهرا)
|
به آسمان نگاه می کنم تورا می بینم به دریا نگاه می کنم تورا می بینم به درخت نگاه می کنم تورا می بینم .ممکنه یه کم بری اون ورتر

+
نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 14:9 توسط لیلا(زهرا)
|