تبليغاتX
ته تغاری ...
تا حالا کفشاتو نگاه کردي ؟؟ دو تا عاشق.دوهمراه که بي هم مي ميرن.با هم خاکي ميشن,بدونه هم زيره بارون نميرن, کاش آدما هم يه کم از کفشاشون ياد بگيرن

 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 12:11 توسط لیلا(زهرا) |

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 19:1 توسط لیلا(زهرا) |

آبي تر از آنيم كه بي رنــــگ بمـيريم

از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم

تقصير كسي نيست كه اينـگونه غريبيم

شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم

 

+ نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 21:4 توسط لیلا(زهرا) |

من هرگز تنها نبودم چون همیشه تنهایی در کنارم بوده است. تنهایی من به آسانی به دست نیامده است تنهایی من از انتهای یک کوچه مه گرفته و غمگین با ناز و کرشمه به سمت من تنها آمده است من تنهایی را دوست دارم چون هیچ وقت مرا تنها نمی گذارد.
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 18:8 توسط لیلا(زهرا) |

اگه قرار باشه ظرف 24 ساعت دنيا به پايان برسه تموم خطهاي تلفن و تالارهاي گفتگو و ايميل ها ..پر ميشه از : « از اينكه رنجوندمت پشيمونم من رو ببخش » « تو را عاشقانه مي پرستم » « مراقب خودت باش » اما بين اين همه پيام يكي از همه تكون دهنده تره « هميشه عاشقت بودم ولي هيچوقت بهت نگفتم » پس عشق و محبت را تقديم انكه دوستش داريم كنيم شايد فردايي نباشد...
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 11:13 توسط لیلا(زهرا) |