سلللللللللللللللااااااااااااااااام دوستای خوبم...خوبید؟خوشید؟ اونقدر دلم براتون تنگ شده که هرچی بگم کم گفتم...بالاخره امتحانامون هم تموم شد...اونم چه امتحانایی...خدا نصیب گرگ بیابون نکنه وای نمی دونید چه سوالایی داده بودند البته بعضی از درس ها. ..سوالاشون اخر سوال بود هاااا ...مثل فیزیک ...خیلی خیلی سخت بود هااااا...انگار طراح سوالات منو می شناختند بعد از سر لج بازی یا چه میدنم دری وری این سوالات رو طرح کرده بودند ... یا شایدم فکر کرده داره واسه المپیاد سوالات رو طرح میکنه...منم که اخر تیزهوش ...حالا اینو ببین امسال یه تغییر خیلی باحال تو خودم دیدم ...سالهای پیش وقتی سوالات رو می دیدم که بنویسم وقتی یه سوال رو خوب نمی خوندم و متوجه منظورش نمی شدم زود میزدم زیر گریه که خدایا من این سوال رو بلد نیستم ...حالا یه دور دیگه می خوندم می تونستم بنویسم هااا...امسال خیلی راحت و خونسرد می شستم سر کلاس وقتی سوالات رو بهم می دادند می خوندم بعد اگه یکی دو سوال رو بلد نبودم ...اصلا ناراحت نمی شدم ...انگار نه انگار...گریه کیلو چنده?به خودم می گفتم زهرا جون اصلا اشکال نداره ...مهم نیست عزیزم...انشاءالله اونو با کمک همسایگان می نویسی...حالا اون وسط سر امتحان ...همیسایه ها یاری بدن تا زهرا یه سوال رو بنویسه. ..احساس می کردم بالاخره خوب میدم...همرو رو هم خوب دادم...ولی از بعضی هاشون خیلی می ترسم...خیلی هااا ....اندازه لولو خورخوره...(زیست)وای خداااااااااااااااااااااااااااااااا ....بعضی از روزها که وقت داشتم میتونستم بشینم پای کامپیوتر ولی این درس ها نمی ذاشتند...تا میخواستم بشینم دستم رو می گرفتند می گفتند بشین سر جات لازم نکرده بری پای کامی ..منم قبول می کردم اخه می رفتند به مامانیم می گفتند بعد مامانیم ناراحت می شد... خلاصصصههههههههههههههههه این از امتحانات ....دیگه از نتیجش نمی تونم چیزی بگم ...اونو دیگه فقط خدا میدونه که من چه دسته گلی به اپ دادم... .خدااااااااااااااااااااااااااااااولی وقتی اخرین امتحانم رو دادم احساس کردم یه بار ۹۹۹ کیلویی از دوشم برداشتند(اون یه کیلوش واسه زیسته که نمیدونم چی شد )خداااااااااااااااااااااااااااا
بسه دیگه تو رو خدا ....همین جوریش اعصابم خورد هست...بیشتر فکر می کنم اعصابم بیشتر خورد میشه...
التماس دعا
یا علی
خدایا شکرت............
*از اینکه می توانم راه بروم ، انسانهایی وجود دارند که هرگز نتوانسته اند اولین گام را بردارند.*
*از اینکه می توانم زیباییهای اطرافم را ببینم ، انسانهایی وجود دارند که همیشه دنیا برایشان تاریک است.*مثل خاله من ولی من خالم رو خیلی دوست دارم
*از اینکه می توانم به نوای دل انگیز موسیقی گوش دهم ، انسانهایی هستند که تمام زندگیشان در سکوت می گذرد.*
*از اینکه قلبی رئوف دارم ، انسانهایی هستند که به خاطر قلب همچون سنگ توانایی متأثر شدن ندارند.*
*از اینکه می توانم آزادانه حرکت کنم و عقاید و باورهایم را بیان کنم ، انسانهایی هستند که همواره با ترس زندگی می کنند.*
*از اینکه می توانم کار کنم ، انسانهایی هستند که حتی برای اساسی ترین احتیاجات خود به دیگران وابسته اند.*
پس روزی ۱۰۰ بار خدا رو شکر کن
|