به خاطر اینکه که بلژیک پرواز مستقیم نداره مجبور بودیم ۲ پروازه بیاییم که خودش داستانی داشت...پرواز اول خیلی خوب بود و مشکلی نداشتیم ولی پرواز دوم که از ترکیه بود بدجوری عصبانیم کرد...اخه نمیدونم این چه قانونیه که بعضی از این ایرانیا که تابلو هم هستند ایرانین انگلیسی صحبت می کننتد و انگار یه پا انگلیسی اند... به قول معروف کلاس می ذارند دیگه...ماشاءلله تو ترکیه از این جور ایرانیا زیاده!!خلاصه تا اخر پرواز داشتم انواع مختلف ایرانیا رو میدیدم...ولی خدا میدونه وقتی تهران رسیدم چه حالی داشتم ... چقدر دلم واسه اون دود و دم تنگ شده بود
...دوست داشنم تا فردا صبح همین جوری تو خیابون ها راه برم و همه جا رو ببینم...ولی خوب نمی شد!!
حدود ۲ هفته پیش خیر سرم با عمم رفتیم پاساژ...اونم چه پاساژی...هیچی از همون لحظه اول که وارد پاساژ شدم تا لحظه اخر فقط چشم هام از تعجب بازتر می شد
و پیش خودم فکر می کردم الان هاست که ۲ تا شاخ خوشگل رو سرم در بیاد
...عمم از تعجب من خندش گرفته بود ..وای این دیگه چه جوریش بود؟چرا این دخترا اینجورین؟
ببخشید نمیخواستم بگم ولی به جون خودم بعضی هاشون از جهنم فرار کرده بودند...یکی سیخ سیخی بود!!یکی فوکول گذاشته بود!!یکی انگار پس کلش یه قابلمه گذاشته بود!!
همین جوری که داشنم تو راهرو راه می رفتم و این دختران و البته پسران بی سلیقه رو می دیدم یه دفعه از اون طرف راهرو یه پلیس با ۲ تا زن دیگه اومد طرف دخترا...اونقدر خوشحال شدم که می خواستم یه پلیسه بگم دمت گرم...
خسته نباشی!!کلی حال کردم!!ولی نگفتم!!ولی خدا می دونه تو دلم بزن و بکوب بود...دلم خنک شد!!![]()
![]()
حدود یه هفته پیش امام رضا طلبید و رفتیم مشهد!!خیلی خوب بود...یه زیارت درست و حسابی...همتون رو یاد کردم!!![]()
دیگه ... دیگه...هیچی همین!!این اپ رو هم کردم که بگم هنوز به یادتونم ...
۱.حمیده دلمو شکستی![]()
![]()
![]()
![]()
۲.یگانه منو تنهااااااااااااااا نزار![]()
![]()
![]()
![]()
۳.به کسایی که تو پرشین بلاگ بودند خبر ندادم ...نمیدونم چرا باز نمی شد!!![]()
دوستتون دارم![]()
یا علی