تبليغاتX
ته تغاری ...
 
   
  چند روز پیش خسته کوفته بعد از ۸ ساعت تو مدرسه بودن دعا می کردم که مترو خلوت باشه تا بتونم بشینم ...ولی می دونستم که خلوت نیستخلاصه وقتی اومد به حدی شلوغ بود که باید دم درش می ایستادی...منم همون جلو روبرو در واستادم و سیم های چسبیده به دیوار رو تعقیب می کردم!!

 

یه لحظه احساس کردم مترو خیلی ساکته...انگار کسی توش نیست...صدا از هیچ کس در نمی اومد!!روم رو کردم به جمعیت !!دیدم همه به قسمت اخر مترو زل زدند...انگار داشتند حرف های چند نفر رو با دقت می شنیدند...ولی صدایی که نبود!!

منم فوضولیم گل کرد و به زور خودم رو کشوندم وسط که ببینم چه خبره؟؟منم مثل بقیه یا شایدم خیره تر از بقیه زل زدم بهشون!!

حدود ۶ نفر با هم دیگه بلند بلند حرف می زدند...با دست هاشون !!با صورتشون!!

اونقدر قشنگ حرف می زدند که خدا میدونه!!هر کی بود از خودش خجالت می کشید!!

پیش خودم فکر کردم اونا که زبون ندارند اینجوری با هم رفتار می کنند ما که زبون داریم اینجوری تو یه جمله ۱۰۰ تا دل می شکونیم و ۱۰۰تا غیبت می کنیم و ....

خدایا شکرت!!

سلام خوبید؟؟ببخشید یه چند وقتی دیر به دیر می اومدم و دیر بهتون سر می زدم!!عیدتون مبارک!! نماز روزهاتون هم قبول..

 

 

۱.حمیده عزیز هم برگشتهحالا نوبت توست هااا!!

 

 

۲.حمیده ببخشید دیر شد!!

 

 

۳.بازدوباره عیدتون مبارک

 

 

۴.آيا مي‌دانيد گناه كاران هم خوب و بد دارند؟

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلّم: همه فرزندان آدم خطاكارند، و بهترين خطاكاران توبه گرانند
 
 
 
دوستتون دارم
 
یا علی

 

 
 
 |    نوشته شده توسط لیلا(زهرا)
 
   
  یادمه اول راهنمایی که بودم یه روز زنگ اول ورزش داشتیم...همیشه ۵ دقیقه زودتر میومدیم بالا که هم خوراکی برداریم و هم یه کمی استراحت کنیم...من میز اول می شستم و کسی کنارم نبود...وقتی اومدیم بالا یه دفعه کپ کردیم!!یه دختره جای من نشسته بود...

 

 

حالا این مهم نبود که کجا نشسته یا چرا نشسته؟؟ ...مهم این بود که از بچه های استثنایی(در اصطلاح میگن مونگول)بود!!بچه ها که هم تعجب می کردند و هم ازش دوری می کردند!!اخه بیشتر بچه های مدرسه ما سوسول بودند!!!یه لحظه فکر کردم خدایا نکنه اصلا اینجا مدرسه استثنایی هاست و منم؟؟؟(فکره دیگه یه دفعه میاد تو ذهن)خلاصه حوصله حاشیه سازی و حاشیه دوزی ندارم...

 

 

زنگ تفریح مدیر که یه زن بداخلاق بود اومد بالا...گفت:این دانش اموز جدیده...مثل ادم باهاش رفتار کنید...بفهمم اذیتش کردید من میدونم و شماها!!!ما هم ترسوووووووووووووو...اسمش لیلا مشایخ بود!! 

 

از اون به بعد هم بچه ها هم اذیتش می کردند و هم تو قلبشون دوستش داشتند...دختر خوبی بود!!ازارش به کسی نمی رسید...ولی هنوز اینکه چرا این دختر و با همیچین روحیه ای اوردند مدرسه معمولی برای ما معما بود تا اینکه............

 

مدیرمون برای عید گفته بود:ما میخواهیم بریم کیش ..هر کی میخواد بیاد ۱۰۰ تومن بده و بیاد!!توکلاس ما فقط ۲ نفر عقلشون پار سنگ برمی داشت و رفتند...از همون روز تا یه هفته بعد لیلا غیبش زد!!همه بچه ها می گفتند حتما دیگه نمیاد...ولی بعدش که اومد بچه ها ازش پرسیدند کجا بودی لیلا؟؟گفت :من و  مامانم و ابجیم رفتیم کیش...تازه قضیه روشن شد و ما فهمیدیم چه خبره...خانواده لیلا خیلی پولدار بودند !!مدیر ما به خاطر همین ثبت نامش کرده بود...بعد ها گفت: ما خونمون ویلاییه..۲ تا اسب دارم!!دروغم نمی گفت بیچاره 

 

خیلی از مدیرمون بدم میومد...نمی تونستی از بقلش ردشی!!تا رد می شدی دستت رو می گرفت و می گفت:اسمت چیه؟؟بعد هم تو پرونده نگاه می کرد و می گفت:۱۰۰ تومن بریز به حساب!!می گفتیم :خانم ما که ۲ روز پیش ۱۵۰ تومن واسه کمک به مدرسه دادیم!!می گفت :این واسه سرایدار مدرسه است...فرداش می گفت :۵ تومن واسه ورق مدرسه...هیچی نمی گفتی با تمام پرویی می اومد خرج زندگیش رو هم از ما می گرفت!!

 

 

۲ تا ناظم بدتر از خودش هم انداخته بود به جون ما!!یکی ابجیش بود که معروف بود به بختیاری کوچیک و همش هم چسبیده بود به سوم راهنمایی هااا!!بچه ها می گفتند میره از سوم راهنمایی هااا می پرسه کدوم ارایشگاه خوب مو کوتاه می کنه؟؟...اون یکی هم نمیدونم از کجا گیرش اورده بود...اولین روز مدرسه گفت:ایشون یکی ناظم های متشخص اموزش و پرورش هستند و متاسفانه اوایل شهریور مادرشون فوت کرده ...ما پیش خودمون گفتیم حداکثر حداکثر تا ۳ ماه عزاداره بعد که باید خوب بشه؟؟....این خوب نشد که هیچ بداخلاق تر شد!!اصلا یه چیزی بود هاااا...یه چیز میگم یه چیز می شنوید..خلاصه تا اخر سال اونقدر بچه ها نال و نفرینش کردن که بنده خدا اخر سال هم باباش فوت کرد!!

 

 

به طور معمول اصلا لیلا تو کلاس ما کاری نداشت...میومد می شست سر کلاس الکی به درس ها گوش می داد و سرش رو تکون می داد!!ولی بعضی از معلم اینا می زدن تو سر بچه های سالم...که نگاه کنید این از ۵ نمره شده نیم ولی تو شدی یک...یعنی فرق تو با این نیم نمره است...خوب این حرف خیلی بده  که اونو با اون یکی مقایسه می کردند ولی متاسفانه همینه دیگه...

 

 

۱. از اول مهر هم چیزی جز گریه های بچه های اول دبستان که میخواستند برن مدرسه یادم نمیاد...  

 

 

۲.مدرسه چطور بود؟؟

 

 

۳.آيا مي‌دانيد خوشبخت واقعي كيست؟

حضرت زهرا عليهاالسلام: همانا خوشبخت حقيقي كسي است كه علي عليه السلام را دوست بدارد.

 

 
۴.تا حالا شده اون قدر اعصابت خورد بشه که بخوای سرتو محکم بکوبونی تو  دیوار ..بعدش خودت موهات رو دونه دونه بکنی...بعد دوست داشته باشی هرچی بشقاب رو میزه پرت کنی به دیوار؟؟
 
 
 
دوستتون دارم
 
 
یا علی

 

 
 
 |    نوشته شده توسط لیلا(زهرا)
 
 

pctfx3.1

Lonely Girl Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و توسعه وب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي كاتالوگ

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي زيباي وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog برنامه نویسی تحت وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور