روز اول که سر زنگ فرانسه موندم
..قل مراد مظفر زرگنده
...هاا؟؟هااا؟؟
یه فعل گذاشت جلوم بعد گفت:اینده!!گذشته!!استمراری!!و یکی دیگه که نیمدونم چی بود رو صرف کن
!!زنگ بعدش هم ریاضی!!حالا خوبه ریاضی همش عدده می فهمی!!دختره ۱۸ سالشه اونوقت داره مثبت و منفی رو یاد می گیره
البته کم کم داره سخت میشه وقتی هم یه سوال خیلی اسون که ما تو اول راهنمایی می خونیم رو حل می کنیم معلمه کلی ذوق و اینا که افرین و خیلی خوبه
ولی با این حال می گذرونیم!!یه معلم موزیک هم داریم خیلی باحاله !!میاد اهنگ میذاره میگه این چه سازیه؟؟حالا کاملا مشخصه که گیتاره ها بعد این عرب ها مسخره می کنند می گن:موسیو فلوته
خیلی هم رمانتیکه معلممون!!![]()
نصف کلاسمون مراکشی اند!!البته بگم رومانی داریم(اصلا رومانی ها همشون خیلی بی ادبند
)...المانی داریم...افغانی داریم...یه ایرانی هم که بنده باشم داریم...کلا ۱۶ نفریم!!
من بیشتر با ۳ تا از دخترهای مراکشی دوستم که همشون هم مسلمونند..به ترتیپ یکی هفسا(تلفظ میشه افسا)!!فاطیها و سمیه!!البته بگم که نصف کلاسمون مسلمونن!!![]()
خلاصه هر روز هم کلی مشق و درس و اینا میدن که باید بنویسیم
!!الان هم که وقت کردم اپ کنم واسه تعطیلات یه هفته شونه!!واسه هالووین
!! هالووین اصلش تو امریکا بوده و الان چند وقته که تو اروپا مد شده!!و به این صورته که بچه ۳ ساله که تازه حرف میزنه
تا پیرمرد ۹۰ ساله که یه پاش لبه گوره
لباس های عجیب غریب می پوشند و رو صورتشون چهره های ترسناک درست می کنند و میان بیرون و اتیش بازی می کنند!!![]()
یادش بخیر سال پیش!!هوا خیلی سرد بود ولی همین جوری رفتیم به سر زدیم!!یادمه وقتی رفتم جلو تر که مراسمشون رو بیبنم یه لحظه احساس کردم یکی داره شالم رو می کشه!!
اولش اهمیت ندادم اخه تو اون همه جمعیت چیز خاصی نبود ولی یه لحظه برگشتم حالم به هم خورد
شال گردنم افتاده بود رو دهن یه سگه!!از این سگ گنده زشت هااا!![]()
!منم هم از سگ بدم میاد و هم می ترسم...اومدم خونه کل مانتو و روسری و شال رو یه جا انداختم تو ماشین!!اونقدر از سگ های اینجا بدبختی داریم که خدا میدونه!!حالا یه بار واستون می نویسم!!
۱.اینم اپ امروز..خوب بید؟؟
۲.آيا دردي بدتر از دنداندرد هم هست؟!
